عکس نوشته اشعار پروین اعتصامی به همراه شعرهای عاشقانه

عکس نوشته اشعار پروین اعتصامی به همراه شعرهای عاشقانه را در روزانه برای شما دوستان و اهالی شعر آماده کرده ایم. پروین اعتصامی، با نام اصلی رخشنده اعتصامی، شاعر معاصر ایرانی و از بزرگترین شاعران زن ایران است که به خاطر سرودن اشعار انتقادی، اجتماعی و اخلاقی با سبکی نوآورانه شهرت دارد. او در سال ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمد و در جوانی در فروردین ۱۳۲۰ بر اثر ابتلا به حصبه درگذشت. او به عنوان «پرآوازه‌ترین شاعر زن ایران» شناخته می‌شود.

پردن بی پر تدبیر، مستی است جهان را گه بلندی، گاه پستی است

پردن بی پر تدبیر، مستی است جهان را گه بلندی، گاه پستی است

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

مطالب مشابه: اشعار پروین اعتصامی + مجموعه شعرهای احساسی و عاشقانه شاعر معاصر پروین اعتصامی

ز غم مباش غمین و مشو ز شادی شاد که شادی و غم گیتی نمی‌ کنند دوام

ز غم مباش غمین و مشو ز شادی شاد که شادی و غم گیتی نمی‌ کنند دوام

فردا ز تو ناید توان امروز رو کار کن اکنون که وقت کار است

فردا ز تو ناید توان امروز رو کار کن اکنون که وقت کار است

قاصد معشوق بود از کوی عشق چهره عشاق را بوسید و رفت

قاصد معشوق بود از کوی عشق چهره عشاق را بوسید و رفت

نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن

نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت

نباید تاخت بر بیچارگان روز توانائی بخاطر داشت باید روزگار ناتوانی را

نباید تاخت بر بیچارگان روز توانائی بخاطر داشت باید روزگار ناتوانی را

زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش نیست امید که همواره نفس بر گردد

زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش نیست امید که همواره نفس بر گردد

مطالب مشابه: اشعار کوتاه و عاشقانه پروین اعتصامی؛ عاشقانه ترین مجموعه شعر

خوش آن رمزی که عشقی را نوید است خوش آن دل کاندران نور امید است

خوش آن رمزی که عشقی را نوید است خوش آن دل کاندران نور امید است

روز بگذشته خیالست که از نو آید فرصت رفته محالست که از سر گردد

روز بگذشته خیالست که از نو آید فرصت رفته محالست که از سر گردد

دلت هرگز نمی گشت اینچنین آلوده و تیره اگر چشم تو می‌دانست شرط پاسبانی را

دلت هرگز نمی گشت اینچنین آلوده و تیره اگر چشم تو می‌دانست شرط پاسبانی را

از آن برد گنج مرا، دزد گیتی که در خواب بودم گه پاسبانی

از آن برد گنج مرا، دزد گیتی که در خواب بودم گه پاسبانی

آنکس که همنشین خرد شد، ز هر نسیم چون پر کاه بی سر و سامان نمی‌شود

آنکس که همنشین خرد شد، ز هر نسیم چون پر کاه بی سر و سامان نمی‌شود

مطالب مشابه: مثنویات پروین اعتصامی (20 ااشعار و مثنویات اعتصامی شاعر بزرگ معاصر)

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن

من اشک خویش را چو گهر پرورانده‌ ام دریای دیده تا که نگوئی گهر نداشت

من اشک خویش را چو گهر پرورانده‌ ام دریای دیده تا که نگوئی گهر نداشت

بی رنج، زین پیاله کسی می نمی‌ خورد بی دود، زین تنور بکس نان نمی دهند

بی رنج، زین پیاله کسی می نمی‌ خورد بی دود، زین تنور بکس نان نمی دهند

مطالب مشابه: گلچینی از قصاید پروین اعتصامی؛ بهترین قصاید و اشعار این شاعر زن معروف

نخورد هیچ توانگر غم درویش و فقیر مگر آنروز که خود مفلس و مضطر گردد

نخورد هیچ توانگر غم درویش و فقیر مگر آنروز که خود مفلس و مضطر گردد

فرصتی را که بدستست، غنیمت خرید بک لینک باکیفیت دان بهر روزی که گذشتست چه داری غم

فرصتی را که بدستست، غنیمت دان بهر روزی که گذشتست چه داری غم