عکس نوشته نام حسین ویژه ماه محرم برای پروفایل
در این بخش عکس نوشته های اسم حسین و اباعبدالله الحسین برای پروفایل را قرار داده ایم. این عکس های فانتزی زیبا را می توانید در ماه محرم بر روی پروفایل خود قرار دهید.
حسین ضعیفی کـه باید برای او گریست، نبود آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته اسـت تا بـه همه ی انها کـه جهاد را تنها در توانستن مىفهمند و بـه همه ی انها کـه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه بیاموزد کـه شهادت نه یک باختن، کـه یک انتخاب اسـت انتخابى کـه در ان؛ مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق پیروز مىشود و حسین «وارث آدم» کـه بـه بنى آدم زیستن داد و «وارث پیامبران بزرگ» کـه بـه انسان چگونه باید زیستن را آموخت
حسین ضعیفی کـه باید برای او گریست، نبود آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته اسـت تا بـه همه ی انها کـه جهاد را تنها در توانستن مىفهمند و بـه همه ی انها کـه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه بیاموزد کـه شهادت نه یک باختن، کـه یک انتخاب اسـت انتخابى کـه در ان؛ مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق پیروز مىشود و حسین «وارث آدم» کـه بـه بنى آدم زیستن داد و «وارث پیامبران بزرگ» کـه بـه انسان چگونه باید زیستن را آموخت
از کودک حسین «ع» گرفته تا برادرش و از خودش تا غلامش و از ان قاری قرآن تا ان معلم اطفال کوفه تا ان مؤذن، تا ان مرد خویشاوند یا بیگانه و تا ان مرد اشرافی و بزرگ و با حیثیت در جامعه خود و تا ان مرد عاری از همه ی فخرهاي اجتماعی همه ی برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا بـه همه ی مردان، زنان، کودکان و همه ی پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند کـه باید چگونه زندگی کنند
از کودک حسین «ع» گرفته تا برادرش و از خودش تا غلامش و از ان قاری قرآن تا ان معلم اطفال کوفه تا ان مؤذن، تا ان مرد خویشاوند یا بیگانه و تا ان مرد اشرافی و بزرگ و با حیثیت در جامعه خود و تا ان مرد عاری از همه ی فخرهاي اجتماعی همه ی برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا بـه همه ی مردان، زنان، کودکان و همه ی پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند کـه باید چگونه زندگی کنند
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست نه بقا کرد ستمگر، نه بجا ماند ستم ظالم از دست شد و پایه مظلوم بجاست زنده را زنده نخوانند که مرگ از پی اوست بلکه زنده است شهیدی که حیاتش ز قفاست دولت آن یافت که در پای تو جان داد ولی این قبا راست، نه بر قامت هر بی سر و پاست تو در اول سر و جان باختی اندر ره عشق تا بدانند خلایق که فنا شرط بقاست
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست
نه بقا کرد ستمگر، نه بجا ماند ستم ظالم از دست شد و پایه مظلوم بجاست
زنده را زنده نخوانند که مرگ از پی اوست بلکه زنده است شهیدی که حیاتش ز قفاست
دولت آن یافت که در پای تو جان داد ولی این قبا راست، نه بر قامت هر بی سر و پاست
تو در اول سر و جان باختی اندر ره عشق تا بدانند خلایق که فنا شرط بقاست
عکس نام حسین برای پروفایل
در سوگ حسین سالها می گرییم در تاسوعا عاشورا می گرییم او گریه کند به حال ما حق دارد من در عجبم که ما چرا می گرییم
در سوگ حسین سالها می گرییم
در تاسوعا عاشورا می گرییم
او گریه کند به حال ما حق دارد
من در عجبم که ما چرا می گرییم
هیچ نمونهای از شجاعت بهتر از این که حسین از لحاظ فداکاری و شهامت نشان داد در عالم پیدا نمیشود حتی غیر مسلمانان نیز نمیتوانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی تحت لوای آن انجام گرفت، انکار کنند و این واقعیت دارد که محبت و عزاداری برای امام حسین (ع) انسان را زود به مقصد میرساند15 متن ادبی زیبا درباره محرم
هیچ نمونهای از شجاعت بهتر از این که حسین از لحاظ فداکاری و شهامت نشان داد در عالم پیدا نمیشود حتی غیر مسلمانان نیز نمیتوانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی تحت لوای آن انجام گرفت، انکار کنند و این واقعیت دارد که محبت و عزاداری برای امام حسین (ع) انسان را زود به مقصد میرساند15 متن ادبی زیبا درباره محرم
نام زیبای حسین برای استوری
در دم مردن بیا یک دم کنارم یا حسین جان زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین در سؤال و پرسش قبرم بیا ای سرورم بی کس و بی مونس و بی غمگسارم یا حسین بی نوا را جان زهرا مادرت از در مران مجرمم چشم شفاعت از تو دارم یا حسین خادمم، عبدم، غلامم، نوکرم در مانده ام سروری کن لحظه ی در احتضارم یا حسین رو سیه، نامه سیه، رفتار بد، کردار زشت من پناهی جز تو در محشر ندارم یا حسین سایه ات را گر بگیری از سرم روز نشور من یقین دارم که اندر قعر نارم یا حسین این لباس نوکری را ای شه از نوکر مگیر چون که یک عمری بود این افتخارم یا حسین
در دم مردن بیا یک دم کنارم یا حسین جان زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین
در سؤال و پرسش قبرم بیا ای سرورم بی کس و بی مونس و بی غمگسارم یا حسین
بی نوا را جان زهرا مادرت از در مران مجرمم چشم شفاعت از تو دارم یا حسین
خادمم، عبدم، غلامم، نوکرم در مانده ام سروری کن لحظه ی در احتضارم یا حسین
رو سیه، نامه سیه، رفتار بد، کردار زشت من پناهی جز تو در محشر ندارم یا حسین
سایه ات را گر بگیری از سرم روز نشور من یقین دارم که اندر قعر نارم یا حسین
این لباس نوکری را ای شه از نوکر مگیر چون که یک عمری بود این افتخارم یا حسین
از پا افتادهام؛ از بس که کنار هر جنازه صدچاک زانو زدم و نشانی از تو ندیدم. بعد از آن همه آوارگی و اسارت و در به دری، برایم رمقی نمانده که میان سر و تن از هم جدایت، سعی میان صفا و مروه کنم. خودت را به من نشان بده، ای بینشانهترین! روا مدار که زینب علیهاالسلام با این پای پر آبله و قامت خمیده، در میان کشتههای نینوا بچرخد و زمین بخورد و تو را نیابد….. 15 متن ادبی زیبا درباره محرم
از پا افتادهام؛ از بس که کنار هر جنازه صدچاک زانو زدم و نشانی از تو ندیدم.
بعد از آن همه آوارگی و اسارت و در به دری، برایم رمقی نمانده که میان سر و تن از هم جدایت، سعی میان صفا و مروه کنم.
خودت را به من نشان بده، ای بینشانهترین!
روا مدار که زینب علیهاالسلام با این پای پر آبله و قامت خمیده، در میان کشتههای نینوا بچرخد و زمین بخورد و تو را نیابد…..
15 متن ادبی زیبا درباره محرم
عکس پروفایل حسین شهید
ای کشتة عشق! کو علی اکبر تو ؟ کو دست تو، کو پای تو و کو سر تو ؟ انگار فرات دیگری جاری شد از خون گلوی نازک اصغر تو
ای کشتة عشق! کو علی اکبر تو ؟
کو دست تو، کو پای تو و کو سر تو ؟
انگار فرات دیگری جاری شد
از خون گلوی نازک اصغر تو
همیشه عاشوراست برای فطرت های سربه دار که زادگاهشان کربلاست و زادروزشان عاشورا، همیشه عاشوراست. گذار از واقعیّت عاشورا برای رسیدن به حقیقت عاشوراست. هدفِ معمار عاشورا، حضرت حسین بن علی علیه السلام ، این است که انسان را با عبور دادن از واقعیّت عاشورا به حقیقت عاشورا برساند. عاشورا لفظ نیست؛ معناست! حقیقت عاشورا، معنا و معنویت عاشوراست. حقیقت را باید زیست، امّا واقعیت را تنها باید دانست. قبله حقیقتی زمین کربلاست و قابلیّت حقیقی زمان، عاشورا! هیچ نقطه ای در هویّت هستی نیست که از حرکت و شعر و شعور عاشورایی، خالی باشد. عاشورا روح زندگی است و زندگی در نبود تقدیر و تفکر عاشورایی جنازه ای بیش نیست.
همیشه عاشوراست
برای فطرت های سربه دار که زادگاهشان کربلاست و زادروزشان عاشورا، همیشه عاشوراست. گذار از واقعیّت عاشورا برای رسیدن به حقیقت عاشوراست. هدفِ معمار عاشورا، حضرت حسین بن علی علیه السلام ، این است که انسان را با عبور دادن از واقعیّت عاشورا به حقیقت عاشورا برساند. عاشورا لفظ نیست؛ معناست! حقیقت عاشورا، معنا و معنویت عاشوراست. حقیقت را باید زیست، امّا واقعیت را تنها باید دانست. قبله حقیقتی زمین کربلاست و قابلیّت حقیقی زمان، عاشورا! هیچ نقطه ای در هویّت هستی نیست که از حرکت و شعر و شعور عاشورایی، خالی باشد. عاشورا روح زندگی است و زندگی در نبود تقدیر و تفکر عاشورایی جنازه ای بیش نیست.
عکس حسین برای عزاداری ماه محرم
منم آن دل که زداغ تو به دریا می زد روضه خوانی که شرر بر همه دنیا می زد نیمه جانی که در آتش پی طفلانش بود شعله وقتی ز در سوخته بالا می زد مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند پیر مردی که نفس در پی آنها می زد آن طرف گریه طفلان من و در این سو خنده بر خستگی ام دشمن زهرا می زد — آه از آن بزم شرابی که در آن افتادم یاد آن زخم که نامرد به لبها می زد یاد آن طفل که زنجیر تنش مانع بود تا ببیند که به آن چوب کجا را می زد همه قدرت خو دجمع نمید اما دید خیزران را به لب زخمی بابا می زد ترکه اش گاه به رخ گاه به دندان می خورد در عوض عمه ما بود که خود را می زد — چو دید زینب حزین لب حسین و چوب کین به طعنه گفت ای لعین بزن که خوب می زنی — امون ای امون ای دل امون ای دل از غریبی
منم آن دل که زداغ تو به دریا می زد روضه خوانی که شرر بر همه دنیا می زد
نیمه جانی که در آتش پی طفلانش بود شعله وقتی ز در سوخته بالا می زد
مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند پیر مردی که نفس در پی آنها می زد
آن طرف گریه طفلان من و در این سو خنده بر خستگی ام دشمن زهرا می زد — آه از آن بزم شرابی که در آن افتادم یاد آن زخم که نامرد به لبها می زد
یاد آن طفل که زنجیر تنش مانع بود تا ببیند که به آن چوب کجا را می زد
همه قدرت خو دجمع نمید اما دید خیزران را به لب زخمی بابا می زد
ترکه اش گاه به رخ گاه به دندان می خورد در عوض عمه ما بود که خود را می زد
— چو دید زینب حزین لب حسین و چوب کین به طعنه گفت ای لعین بزن که خوب می زنی — امون ای امون ای دل امون ای دل از غریبی
عکس نوشته یا حسین شهید
ای تیغ بگو که از کجا می آیی از سمت نگاه آشنا می آیی انگار که خون میچکد از دیده ی تو ای تیغ مگر ز کربلا می آیی
ای تیغ بگو که از کجا می آیی
از سمت نگاه آشنا می آیی
انگار که خون میچکد از دیده ی تو
ای تیغ مگر ز کربلا می آیی
تصاویر نوشته دار نام حسین
ارباب بی کفنم حسین با خدا جا در دل اهل ولا دارد حسین هر طرف روی آوری صد کربلا دارد حسین ما به دشت کربلا از او مزاری دیده ایم در دل هر شیعه یک صحن و سرا دارد حسین قتلگاهش کعبه و آب فراتش زمزم است بلکه صد زمزم روان در چشم ما دارد حسین این شنیدی هست قرآن زینت هر خانه ای جا چو قرآن در تمام خانه ها دارد حسین جای قرآن و حسین در سینه ی پیغمبر است بلکه جا بر روی دوش مصطفی دارد حسین تشنه لب شد کشته و جاری ز چشم شیعیان تا قیامت چشمه ی آب بقا دارد حسین در هجوم نیزه ها حق را عبادت می کند به چه خوش در موج خون حال دعا دارد حسین شمر را در قتلگه قول شفاعت می دهد تا چه حد آقایی و لطف و عطا دارد حسین زیر چوب خیزران آوای قرآن بشنود گفتگو با دوست در طشت طلا دارد حسین قتلگاهش مروه و سعیش چهل منزل تمام بین طشت زر صفایی با صفا دارد حسین ذره ای از تربتش درد دو عالم را دواست بهر درد عالم خلقت دوا دارد حسین
ارباب بی کفنم حسین
با خدا جا در دل اهل ولا دارد حسین هر طرف روی آوری صد کربلا دارد حسین
ما به دشت کربلا از او مزاری دیده ایم در دل هر شیعه یک صحن و سرا دارد حسین
قتلگاهش کعبه و آب فراتش زمزم است بلکه صد زمزم روان در چشم ما دارد حسین
این شنیدی هست قرآن زینت هر خانه ای جا چو قرآن در تمام خانه ها دارد حسین
جای قرآن و حسین در سینه ی پیغمبر است بلکه جا بر روی دوش مصطفی دارد حسین
تشنه لب شد کشته و جاری ز چشم شیعیان تا قیامت چشمه ی آب بقا دارد حسین
در هجوم نیزه ها حق را عبادت می کند به چه خوش در موج خون حال دعا دارد حسین
شمر را در قتلگه قول شفاعت می دهد تا چه حد آقایی و لطف و عطا دارد حسین
زیر چوب خیزران آوای قرآن بشنود گفتگو با دوست در طشت طلا دارد حسین
قتلگاهش مروه و سعیش چهل منزل تمام بین طشت زر صفایی با صفا دارد حسین
ذره ای از تربتش درد دو عالم را دواست بهر درد عالم خلقت دوا دارد حسین
عکس نوشته حسین شهید
کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شود مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی شود اگر جدائی اوفتد میان جسم و جان من قسم بجان تو دلم از تو جدا نمی شود گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می کنم ورنه زدیده ام عبث اشک رها نمی شود گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود کسی سنتوری که گشت گرد تو گرد گنه نمی رود پیرو خط کربلا اهل خطا نمی شود عمر گذشت، وانشد راه زیارتت به من حاجت این شکسته دل چرا روا نمی شود جز سر غرق خون تو که شد چراغ قافله رأس بریده بر کسی راهنما نمی شود ای بدن تو غرق خون وی سر و روت لاله گون با چه خضاب کرده ای خون که حنا نمی شود کرب و بلا و کوفه شد سخت به عترتت ولی هیچ کجا به سختی شام بلا نمی شود چوب به دست قاتلت سوخت و گفت این سخن جای سر بریده در طشت طلا نمی شود سوز درون “میثمت” بوده شراری از غمت ورنه زشعرش این همه شور به پا نمی شود
کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شود مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی شود
اگر جدائی اوفتد میان جسم و جان من قسم بجان تو دلم از تو جدا نمی شود
گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می کنم ورنه زدیده ام عبث اشک رها نمی شود
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود
کسی که گشت گرد تو گرد گنه نمی رود پیرو خط کربلا اهل خطا نمی شود
عمر گذشت، وانشد راه زیارتت به من حاجت این شکسته دل چرا روا نمی شود
جز سر غرق خون تو که شد چراغ قافله رأس بریده بر کسی راهنما نمی شود
ای بدن تو غرق خون وی سر و روت لاله گون با چه خضاب کرده ای خون که حنا نمی شود
کرب و بلا و کوفه شد سخت به عترتت ولی هیچ کجا به سختی شام بلا نمی شود
چوب به دست قاتلت سوخت و گفت این سخن جای سر بریده در طشت طلا نمی شود
سوز درون “میثمت” بوده شراری از غمت ورنه زشعرش این همه شور به پا نمی شود
تصاویر نام حسین برای ماه محرم
آن روز افق، اشک ز دیده میریخت درد از دل زهرای شهیده میریخت تا روز ازل، خشک نخواهد شد هان ! خونی که از آن سر بریده میریخت
آن روز افق، اشک ز دیده میریخت
درد از دل زهرای شهیده میریخت
تا روز ازل، خشک نخواهد شد هان !
خونی که از آن سر بریده میریخت
عکس پروفایل حسین
راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می کنم سیر نمی شود دلم، نگه دو باره می کنم ز اشک و آه سینه ام، میان آب و آتشم چو با توام، از این میان کجا کناره می کنم گمان کنند دشمنان، نیست به کام من زبان ز دور بسکه با سرت، به سر اشاره می کنم به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد گریه به گوشواره نی، به گوش پاره می کنم هم سر تو بر سر نی، هم سر اکبرت زپی گاه نگاه نگاه سوی مه، گه به ستاره می کنم رخت به خون که رنگ زد؟ آینه را که سنگ زد خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند علی انسانی
راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می کنم سیر نمی شود دلم، نگه دو باره می کنم
ز اشک و آه سینه ام، میان آب و آتشم چو با توام، از این میان کجا کناره می کنم
گمان کنند دشمنان، نیست به کام من زبان ز دور بسکه با سرت، به سر اشاره می کنم
به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد گریه به گوشواره نی، به گوش پاره می کنم
هم سر تو بر سر نی، هم سر اکبرت زپی گاه نگاه نگاه سوی مه، گه به ستاره می کنم
رخت به خون که رنگ زد؟ آینه را که سنگ زد خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند
علی انسانی
حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار بتول و مصطفی پیغمبر آغلار حسینون نوحه سین دلریش یازاندا موسلمان سهلدیر که کافر آغلار کور اولموش گؤزله رین قان دوتدو شومرون کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار حسینون کؤینه گی زهرا الینده چکر قئیحا قیامت، محشر آغلار آتاندا حرمله، اوخ کربلاده گؤرئیدین دوشمن آغلار، لشگر آغلار قوجاغیندا، گؤرئیدین ام لیلا آلیب نعش علی اکبر آغلار رباب، نیسگیل دؤشونده سود گؤره نده علی اصغری یاد ائیله ر آغلار باشیندا کاکل اکبر هواسی یئل آغلار، سنبل آغلار، عنبر آغلار یازاندا آل طاها نوحه سین من قلم گؤردوم سیزیلدار، دفتر آغلار علی، شق القمر، محراب تیلیت قان قولاق وئر، مسجید اوخشار منبر آغلار علیده ن شهریار، سن بیر اشاره قوجاقلار قبری، مالک اشتر آغلار به جامه هاى سیه کودکان کو دیدم دلم به یاد اسیران کربلا خون شد
حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار بتول و مصطفی پیغمبر آغلار
حسینون نوحه سین دلریش یازاندا موسلمان سهلدیر که کافر آغلار
کور اولموش گؤزله رین قان دوتدو شومرون کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار
حسینون کؤینه گی زهرا الینده چکر قئیحا قیامت، محشر آغلار
آتاندا حرمله، اوخ کربلاده گؤرئیدین دوشمن آغلار، لشگر آغلار
قوجاغیندا، گؤرئیدین ام لیلا آلیب نعش علی اکبر آغلار
رباب، نیسگیل دؤشونده سود گؤره نده علی اصغری یاد ائیله ر آغلار
باشیندا کاکل اکبر هواسی یئل آغلار، سنبل آغلار، عنبر آغلار
یازاندا آل طاها نوحه سین من قلم گؤردوم سیزیلدار، دفتر آغلار
علی، شق القمر، محراب تیلیت قان قولاق وئر، مسجید اوخشار منبر آغلار
علیده ن شهریار، سن بیر اشاره قوجاقلار قبری، مالک اشتر آغلار
به جامه هاى سیه کودکان کو دیدم دلم به یاد اسیران کربلا خون شد
تصاویر نوشته دار حسین
خورشید چه عاشقانه پیمان می داد در وادی طوفان بلا جان می داد آن روز معلم شهادت چه غریب با نای بریده درس ایمان می داد !
خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد
آن روز معلم شهادت چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد !
عکس نوشته یا حسین
به کربلا کفن مگر بغیر بوریا نبود مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند مگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبود سرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلا کفن برای او بجز شکسته نیزه ها نبود تشنه جگر شهید شد ز ظلم دشمنان مگر؟ فرات مهر مادرش سیده النساء نبود گر از بدن بریده شد سر عزیز مصطفی دگر به نوک نیزه ها نهادنش سزا نبود —— به سوی شام و کوفه ات چه ظالمانه می برن نمی روم ولی مرا به تازیانه می برن سر تو را به روی نی زدند این ستمگران نمی رو م ولی مرا به این بهانه می برن
به کربلا کفن مگر بغیر بوریا نبود مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود
مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند مگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبود
سرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلا کفن برای او بجز شکسته نیزه ها نبود
تشنه جگر شهید شد ز ظلم دشمنان مگر؟ فرات مهر مادرش سیده النساء نبود
گر از بدن بریده شد سر عزیز مصطفی دگر به نوک نیزه ها نهادنش سزا نبود —— به سوی شام و کوفه ات چه ظالمانه می برن نمی روم ولی مرا به تازیانه می برن
سر تو را به روی نی زدند این ستمگران نمی رو م ولی مرا به این بهانه می برن
عکس غمگین حسین
خود را چو ز نسل نور می نامیدند رفتند و به کوی دوست آرامیدند سیراب شدند زآن که در اوج عطش آن حادثه را به شوق آشامیدند
خود را چو ز نسل نور می نامیدند
رفتند و به کوی دوست آرامیدند
سیراب شدند زآن که در اوج عطش
آن حادثه را به شوق آشامیدند
نام حسین عاشقانه
عکس عاشقانه نام امام حسین
دریا به طلب از برهوت تو گذشت یک قافله نعره در سکوت تو گذشت آن روز اگر چه تشنه بودی، امّا صد رشته قنات در قنوت تو گذشت
دریا به طلب از برهوت تو گذشت
یک قافله نعره در سکوت تو گذشت
آن روز اگر چه تشنه بودی، امّا
صد رشته قنات در قنوت تو گذشت
عکس پروفایل نام حسین
عکس نوشته اسم حسین
عکس نوشته مذهبی نام امام حسین
تدبیر خدا هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد او ماند که در کنار زینب باشد سجّاد که سجّاده به او دل میبست تدبیر خدا بود که در تب باشد
تدبیر خدا هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد
سجّاد که سجّاده به او دل میبست
تدبیر خدا بود که در تب باشد
عکس پروفایل حسین جان
عکس نوشته نام مذهبی حسین
کرببلایت عشق منه نام حسین سرمشق منه هرچه که دارم ز حسینه دارو ندارم ز حسینه —- هر شب جمعه سینه زنان این دل خسته ناله کنان راهی بین الحرمینه هرچه که دارم ز حسینه
کرببلایت عشق منه نام حسین سرمشق منه
هرچه که دارم ز حسینه دارو ندارم ز حسینه —- هر شب جمعه سینه زنان این دل خسته ناله کنان
راهی بین الحرمینه هرچه که دارم ز حسینه