عکس نوشته اشعار فاضل نظری را در روزانه برای شما دوستان و اهالی شعر آماده کرده ایم. ابوالفضل نظری با نام هنری فاضل نظری (زادهٔ ۱۰ شهریور ۱۳۵۸) شاعر ایرانی و مدرس دانشگاه است. آثار او در زمرهی پرتیراژترین کتابهای شعر در دههی نود خورشیدی بود.
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد
به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد
مطالب مشابه: اشعار عاشقانه فاضل نظری؛ 50 شعر احساسی و رمانتیک خاص
گوشه ی چشم بگردان و مقدر گردان ما که هستیم در این دایره ی سرگردان؟
گوشه ی چشم بگردان و مقدر گردان ما که هستیم در این دایره ی سرگردان؟
عشق رازی ست که تنها به خدا باید خرید بک لینک دانشگاهی گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد
عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست چون رود بگذر از همه سنگ ریزه ها
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست چون رود بگذر از همه سنگ ریزه ها
چشم انتظار حادثه ای ناگهان مباش با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
چشم انتظار حادثه ای ناگهان مباش با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
هر چند که هرگز نرسیدم به وصالت عمری که حرام تو شد ای عشق، حلالت
هر چند که هرگز نرسیدم به وصالت عمری که حرام تو شد ای عشق، حلالت
نیستی کم! نه از آینه نه حتی از ماه که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه من محال است به دیدار تو قانع باشم کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه
نیستی کم! نه از آینه نه حتی از ماه که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه من محال است به دیدار تو قانع باشم کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟ زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟ زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن
مطالب مشابه: نگاهی بر زندگی فاضل نظری شاعر ایرانی؛ درباره آثار و کتاب های او
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هر کجا خبری هست ادعایی نیست دلیل عشق فراموش کردن دنیاست و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هر کجا خبری هست ادعایی نیست دلیل عشق فراموش کردن دنیاست و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست
همراه بسیار است، اما همدمی نیست مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست دلبسته اندوه دامن گیر خود باش از عالم غم دل رباتر عالمی نیست
همراه بسیار است، اما همدمی نیست مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست دلبسته اندوه دامن گیر خود باش از عالم غم دل رباتر عالمی نیست
چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه می گیرد
چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه می گیرد
تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من پلنگ سنگی دروازه های بسته ی شهرم
تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من پلنگ سنگی دروازه های بسته ی شهرم
باز با گریه به آغوش تو بر می گردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن
باز با گریه به آغوش تو بر می گردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن
هر چه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد
هر چه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد
مطالب مشابه: اشعار فاضل نظری + مجموعه شعر عاشقانه و غمگین برگزیده این شاعر
گفتماز قصه عشقت گرهى باز کنم به پریشانى گیسوى تو سوگند، نشد
گفتماز قصه عشقت گرهى باز کنم به پریشانى گیسوى تو سوگند، نشد
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد